مقالات

ز پایم باز کرد بندگران را
ز پایم باز کرد بندگران را

من در حال حاضر در زندان مرکزی عادل آباد شیراز در بند سبز هستم و مدت هشت ماه است که با انجمن معتادان گمنام آشنا شده و همیشه به خود می گویم که ای کاش زودتر این انجمن را یافته بودم و راه درست زندگی کردن را که امروز یاد گرفته ام ادامه می دادم اما خوب اشکالی ندارد من نباید افسوس گذشته را بخورم این بیماری باعث شد که از نظر قانونی سوابقی در پرونده ام ثبت شود.

مبانی روابط عمومی
مبانی روابط عمومی

پیام NA این است که یک معتاد هر معتادی می تواند از مصرف مواد مخدر دست بردارد، میل به مصرف را از دست بدهد و یک راه تازه برای زندگی پیدا کند روابط ما با جامعه به ما این توانایی را می دهد که پیام خود را به صورت گسترده با همگان به مشارکت بگذاریم به نحوی که اگر کسی بخواهد از برنامه ما سود ببرد بتواند ما را پیدا کند.

تجربه و برداشت من از قدم شش و هفت
تجربه و برداشت من از قدم شش و هفت

چه قدر سخت است پذیرش نواقص خود. پذیرش ضعف و محدودیت های خود چه قدر سخت است خراب کردن کاخ های خیالی و نشستن روی زمین واقعی ،چه قدر سخت است دست شستن از رؤیاهای بیمارگونه با وجودی که به این فهم رسیده ای که می دانی خیالات پوچ تنها خاصیت اش این است که قابلیت های موجود و حقیقی تو را می گیرد و میان زمین و آسمان معلق نگاهت می دارد.

به تماشای خورشید
به تماشای خورشید

انجمن معتادان گمنام رشد می کند و شاخه های سبزش به همه جا سر می کشد. رشد می کند و به هر گوشه و کناری سر می زند هیچ چیز نباید مانع پیام رسانی ما و رشد NA شود چون خداوند مهربان ما را در این حرکت یاری می دهد و به سوی خود می خواند.

جایزه در NA
جایزه در NA

دوستانم فقط بروبچه های بهبودی هستند و دوستان نابودی را نمی شناسم سعی می کنم راه کارهای برنامه را کاملا رعایت کنم و اصول روحانی قدم یک واقعا برایم کار می کند به اعتقادات خود پایبندم و از زندگی کردن و مشارکت صادقانه لذت می برم دیگر اجازه نمی دهم تنبلی با من و زندگی ام بازی کند

من به یک خانه می اندیشم
من به یک خانه می اندیشم

به علت راحت طلبی کم کم مواد را به داخل خانه بردم همسرم که سن و سال کمی داشت باور نمی کرد که من معتاد باشم آنگاه با یک تعارف ساده او را هم به یک مصرف کننده تبدیل کردم اوضاع روزبه روز بد تر می شد

خستگی، عصبانیت، گرسنگی، تنهایی
خستگی، عصبانیت، گرسنگی، تنهایی

هر وقت خودم را بیش از حد خسته می کردم چه فیزیکی و چه فکری صبوری خودم را از دست داده و مقاوتم کاهش یافته و این خیلی خطرناک است. در این لحظات من سعی کرده ام راههای جدیدی برای استراحت کوتاه مدت بین ساعات کار پیدا کنم

تجربه من از قدم چهارم
تجربه من از قدم چهارم

یکی دیگر از مواردی که مرا در کارکرد این قدم متزلزل می نمود سهل انگاری و تنبلی در نوشتن این ترازنامه بود که معمولا با توجیه و بهانه های غیر واقعی که برای همه شناخته شده است کار به امروز و فردا کشیده می شد.

چرا سر وقت و به موقع
چرا سر وقت و به موقع

من همیشه دوست داشتم که خداوند هر چه زودتر خواسته هایم را برآورده کند ولی قدرت تشخیص نداشتم که آیا این خواست من است یا اراده ی او حالا یاد گرفته ام که منتظر بمانم و صبر را پیشه کنم تا خواست خداجاری شود.

آسمان بلند آشنایی
آسمان بلند آشنایی

در یک کلینیک ترک اعتیاد با یکی از بچه های NA آشنا شدم. پزشک معالج در آن کلینیک به من گفت من فقط می توانم بخشی از وابستگی جسمی تو را درمان کنم ولی روح و روان تو نیز احتیاج به درمان و بهبودی دارد .و داروی آن فقط و فقط در دست هم دردهای خودت قرارداد جریان آن مفصل است و من نمی خواهم سر شما را درد بیاورم آن شب بعد از ده روز سم زدایی به جلسه ی NA رفتم .

قدم های بی فایده
قدم های بی فایده

اولین برداشت من از قدم های شش و هفت خیلی ساده بود. اگر آن ها را به کار گیرم، شخص متفاوتی خواهم شد با نفرتی که در اوایل بهبودی از خود ،داشتم جای تعجب نیست که بیشتر از هر چیزی دلم می خواست شخص دیگری باشم.

چه با شکوه است زنده بودن
چه با شکوه است زنده بودن

من در گذشته فکر می کردم خوشبخت هستم ولی از زمانی که با NA آشنا شدم معانی کلمات در ذهنم عوض شد و برداشت من از شادی انسان بودن خوشبختی و... تغییر کرد.

هیولای بیماری
هیولای بیماری

اعتیاد ، فکر بیمار من است که پا به پای من در جلسات بهبودی شرکت می کند و به مشارکت من گوش می دهد. هیولایی با صدها ابزار ،شعبده بازی منتظر فرصت است که مرا از مسير بهبودی خارج کند.

خدا رو شکر که معتاد شدم و به برنامه NA اومدم
خدا رو شکر که معتاد شدم و به برنامه NA اومدم

خدا رو شکر که معتاد شدم و به برنامه NA اومدم

پیک فاجعه
پیک فاجعه

بعد از مدتی پاکی احساس می کنم همیشه یک نفر قبل از خوش آمدگو جلوی انجمن ایستاده و سعی می کند با روشهای مختلف از ورود افراد به انجمن جلوگیری کند. او کسی نیست جز بیماری اعتیاد که در قالب افکار معتاد گونه با هر فردی به زبان خاص خودش صحبت می کند. ابزارهای گوناگونی برای تازه وارد، پاکی بالا، افراد مردد و افراد دارای وسوسه ،تأیید طلب ،خود محور و... در اختیار دارد

معشوقه اهریمنی
معشوقه اهریمنی

به خاطر او بیکار شدم تا وقت بیشتری با هم باشیم پس از مدتی گفت مگر مرا نداری؟ پس زن به چه دردت می خورد خودم هر خدمتی بخواهی برایت انجام می دهم به خاطرش از همسرم که ثمره ی هفت سال عشق من و تنها فرزندم بود جدا شدم و طلاقش دادم با او زندگی کردم پس از مدتی گفت عزیزم من از یک جا ماندن خسته شدم برویم مسافرت

زمانی نو شدم که کهنه را سراسر رها کردم
زمانی نو شدم که کهنه را سراسر رها کردم

بیست و هشت سال سن دارم در هفت سالگی پدرم را از دست دادم و در کنار مادری مصرف کننده بزرگ شدم در دوازده سالگی ازدواجی اجباری داشتم که این ازدواج یک ماه بیشتر طول نکشید و دوباره به خانه ی مادری برگشتم اکنون به خوبی به یاد می آورم که رفتارهای اجباری و معتاد گونه ،قبل از آشنایی با مواد مخدر در من وجود داشت. در محیطی سرد و بی روح و در تنهایی و انزوا رشد کردم .

فقط از خدا بپرس ، که یکی بودن چقدر خوب است
فقط از خدا بپرس ، که یکی بودن چقدر خوب است

دوازده سال اعتیاد فعال داشتم و با آشفتگی تمام وارد برنامه ی NA شدم. پیام را به آسانی و در جلسه ایی باز دریافت کردم و با دیدن دوستان پاک هم بازی زمان مصرف امید و ایمان در من هم زنده شد و گفتم من هم می توانم، خلاصه عرض کنم که با تغییرات فیزیکی و روحی ناشی از پاکی من چند تا از دوستان هم محله ای جویای برنامه شدند.

به نام آن که زیباست و زیبایی را دوست دارد
به نام آن که زیباست و زیبایی را دوست دارد

یه شور عجیبی داشتم دردهای جسمی و آشفتگی های ذهنی ام هیچ شباهتی به ترک های قبلی نداشت این دوران را خیلی راحت و به صورت باور نکردنی پشت سر گذاشتم با یه شوق خاصی واسه شروع جلسه لحظه شماری می کردم

ببین زندگی چه زود تغییر می کند
ببین زندگی چه زود تغییر می کند

از تمام جهات درمانده ، ورشکسته ی ،مالی ،روحی، جسمی و عاجز .... به NA .رسیدم کسی که برای ترک مواد هیچ امیدی نه در خود می دید نه کسی را دیده بود که در این مورد موفق شده باشد.